تبليغاتX
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش
تقدیم به غمت که شاهد بی خوابی هامه
   ساقی


به يادش باده مي نوشم که با دردش هم آغوشم...

به يک جرعه به صدجرعه نشد دردش فراموشم.

                   بگو اي مهربون ساقي به اون نامهربون يارم.

                   به حق حرمت مستي بيادامشب به ديدارم.

                                            بيا اي سوته دل ساقي به مستي بي ملالم کن.

                                                  خدايا امشب اين مي را حلالم کن حلالم کن

دلم تنگه...

                   تو هم که بی معرفت شدی این روزا

                                                                             پس کجایی گلم




نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط elz66

این روزا دلم خیلی گرفته شاید واسه اینه که فکر میکنم دارم اذیتت میکنم ولی اینجور نیست  نمیدونم چی در موردم قضاوت کنی یا بعدا اینو بخونی یا نه ولی بدون همیشه  به فکرتم نمیخام از دستم بری یا ناراحتت کنم فقط به اینده فکر میکنم  به اینکه واسه راحتتر به دست اوردنت باید چیکار کنم 

گلم دوست دارم ازم دلخور نباش خوب میدونم یه روز هر دومون به امروز میخندیم

فقط میخام بدونی خیلی واسم عزیزی و دوست دارم.کاش درکم کنی 

                       

                                        دوست دارم :                           

                                   ابر باشم در نگاه آبی تو شور یک آغاز باشم

دوست دارم در نگاهت با تو هم آهنگ باشم

دوست دارم در لبانت بهترین منظور یک لبخند باشم

بعد از این پیوند شیرین رنگ لبهای تو باشم

دوست دارم زنده باشم

                                                   دوست دارم با تو باشم





نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط elz66
   تو


تو باعث شدی یه چیزی رو بفهمم . بفهمم عشق یعنی چی ... بفهمم دل کجاست ... بفهمم وقتی کسی عاشق میشه چه حالی داره ... بفهمم درد عشق چیه ... حالا می دونم ... میدونم عشق یعنی تشنگی . عشق یعنی نیاز . عشق یعنی التماس . عشق یعنی
آرزو . عشق یعنی خواستن تو . عشق یعنی دویدن  . آره ، عشق یعنی با تو ودر کنار تو ماندن..

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مهر 1388 توسط elz66
   بوسه


بوسه یعنی خلسه در اعماق شب.

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق.

بوسه یعنی عطش و گرمی تب.

بوسه یعنی لذت از دلدادگی .

بوسه یعنی لذت از شب و لذت از دیوانگی.

بوسه یعنی حس خوب طعم عشق.

بوسه یعنی طعم شیرینی به رنگ سادگی.

بوسه یعنی اغازی برای ما شدن .

بوسه یعنی لحظه ای با دلبر تنها شدن.

بوسه یعنی عطش میزند در جسم و جان .

بوسه یعنی عشق من بامن بمان.

http://ufile.info/up/files/3q31cwoq1jnfuv95gydi.jpg

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب


بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب , لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی


بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن


بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد این شرم از میان


طعم شیرین عسل از بوسه است


پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است


بوسه را تکرار می باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دولب
بوسه یعنی
پر زدن , یعنی صعود

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم گلللللللللللللللللللللللللللللللللللم




نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مهر 1388 توسط elz66

باور نکن تنهائیت را

من در تو پنهانم تو در من

از من به من نزدیکتر تو

از تو به تو نزدیکتر من

باور نکن تنهائیت را

تا یک دل و یک عهد داریم

تا در عبور از کوچه عشق

بر دوش هم سر می گذاریم   

دل تاب تنهایی ندارد

باور نکن تنهائیت را

هر جای این دنیا که باشی

من با توأم تنهای تنها

من با توأم هر جا که باشی

حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز

با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبه دل

باور نکن تنهائیت را

من با توأم تنهای تنها 

من با توام تنهای تنها




نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط elz66

Click for Full Size View

من عشق را در تو

               تو را در دل

                  دل را در موقع تپیدن

و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم

 من غم را در سکوت

               سکوت را در شب

                      شب را در بستر

و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

 من بهار را به خاطر شکوفه هایش

                       زندگی را به خاطر زیبایی اش

و زیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم

 من دنیا را به خاطر خدایش

خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 توسط elz66
   تورا


باز دیشب چشمانم را که بر هم گذاشتم

نسیم بوی تو در مشامم پیچید وچشمان زیبایت

 تابلوی نگاه را بر دیوار دلم آویخت ودستان گرمت درهای جدایی را درهم

 کوبید وصد

 واژه ی پر مهر

از لبانت جاری شد

تو مثل هیچ کس مهربان بودی

 تو مثل هیچ کس خندان بودی

 تو مثل هیچ کس اما مثل همیشه زیبا بودی

 من وتو بازهم دستانمان در دست هم بود

 وباز هم با گام های بلندمان سنگ فرش های خیابان

را می پیمودیم ومثل همیشه مقصدمان نامعلوم بود

 نمی دانم ؟.........نمی دانم می شود که ما

همیشه در کنار هم باشیم

 وتو با وجود گرمت به کالبد یخ زده ام گرما ببخشی

 ومرا اسیر نگاه جادویی ات کنی

ویار همیشگی من باشی

ای کاش هیچ وقت این شب به صبح نرسد

 تا من بیشتر از تو

تورا ببینم




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 توسط elz66

 

از راه دور تو را مي پرستم اي قبله اميد من ...

از راه دور به تو عشق مي ورزم تا ديگر اين فاصله ها را احساس نكني

از راه دور درد دلهاي خودم را به تو مي گويم ... و تو را در آغوش محبتهاي خودم مي فشارم .

آري از همين راه دور نيز مي توان دست در دستانم بگذاري ... و با هم قدم بزنيم

به خواب عاشقي مي روم تا اين رويا برايم زنده شود ...

خاطره هايمان را هميشه در ذهنم مرور مي كنم و هيچگاه نمي گذارم خاطره هاي لحظه ديدارمان از ذهنم دور شود ... اين فاصله ها را با محبت و عشقم از بين مي برم و كاري مي كنم هميشه احساس كني در كنار من هستي ...

و اين است برايم يك خواب عاشقانه

خواب نگاه به چشمان هم ، خواب با هم بودنمان

آري و اين است يك فاصله عاشقانه

عاشق باش چون اين راه مقدس است

                                                  و پايان راه شيرين تر از گذشته است

                                                                          

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 توسط elz66

صدا كن مرا...

صداي تو خوبست!

صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است

كه در انتهاي صميميت حزن مي‌رويد

در ابعاد اين عصر خاموش

من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم!

بيا تا برايت بگويم كه تنهايي من چه اندازه است..

و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي‌كرد

«و خاصيت عشق اينست»

bahone23




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 توسط elz66

دوستت خواهم داشت

به همين واژه ی تبدار قسم

دوستت خواهم داشت

به همين قلب گرفتار قسم

دوستت خواهم داشت

به دل خسته وُ بيمار قسم

دوستت خواهم داشت

به تو و لحظه ی ديدار قسم

دوستت خواهم داشت

به همين حسرت بسيار قسم

دوستت خواهم داشت

به عيار تو به معيار قسم

دوستت خواهم داشت

به گُلِ سايه ی ديوار قسم

دوستت خواهم داشت

به همين لحظه ی اقرار قسم

دوستت خواهم داشت

به تو آری ، به تو بسيار قسم

دوستت خواهم داشت

فرشته ی آسمونی من




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط elz66
  


چشم از اونام می پرسم واست پیدا میکنم خبرت میدم عزیز دلم




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط elz66
  


با تو بودن را می خواهم تجربه کنم....نه!....اینبار می خواهم با تو بودن را لمس کنم...نه که
 

لمس کنم...می خواهم بچشم! سیر شوم...هر چند بدانم که : "سیر نمی شوم زتو، نیست

 

جز این گناه من!" می خواهم در فضای تو نفس بکشم! هوای پاک مهربانی ات را استنشاق

 

کنم و از بوی خوش محبتت سرمست شوم! گرمای دستان پر از لطافتی را بوسه زنم که

 

نقشهایش، نقشهای من است.... بگذار با تو بودن را .... چه تویی؟ "تو" وقتی معنا دارد که

 

منی باشد! مگر هست!!!؟ تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی!! فدای نام تو بود و

 

نبودم!!.....واژه کم دارم اگر می گویم  "تو".





نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط elz66
  


سلام گلم کتابه که نبود یعنی نداشتیم

در مورد سیستمم می پرسم بهت خبر میدم فدات بشم

 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط elz66
   .....تو


خاطرم نيست تو از باراني يا که از نسل نسيم

، هرچه هستي گذرا نيست

 هوايت،

بويت

  فقط آهسته بگو

 با دل من می مانی

چه سخته مال هم باشیم و بی هم

میبینم میریا، میبینی میرم

 تا وقتی هستی  امادوری از من

 نه میشه ،زنده باشم ، نه بمیرم

 نمیگم دلخورم تقدیرم اما

تو میدونی چقدر دلگیره این عشق




نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 توسط elz66

در حضور خارها هم می شود یك یاس بود
در هیاهوی مترسك ها پر ازاحساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یك متروكه را الماس بود
دست در دست ، بال در بال
سیمای ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود




نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 توسط elz66
   کاش


 باز باران بي ترانه گريه هايم عاشقانه

 مي خورد بر سقف قلبم

 ياد ايام تو داشتن مي زند سيلي به صورت

 باورت شايد نباشد با تو هستم مست مستم

 فكر آنکه با تو بودم با تو بودم       شاد بودم توي دشت آن نگاهت

         شعر با تو بودن  سرودم    

کاش باران باز ببارد بي ترانه تو ترانه اش باشي

 کاش باران باز ببارد      با تو باشم    با تو باشم 

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 توسط elz66

من امشب، باز امشب، گرمی دستات و کم دارم                  من از عاشق شدن با دلهره، با ترس بیزارم

همیشه فاصله تلخه، ولی امید باقی هست

نگو آسون خداحافظ، تحمل کن، یه راهی هست

یه راهی که تو اون شاید پناه تازه ای باشه

فقط باور کن امشب، می شه بی خورشید فردا شه!

من امشب، باز امشب، با تو از عاشق شدن می گم             من از آغاز تا پایان جنگ تن به تن می گم

تو هم فردا به احساس غم دلتنگی عادت کن                 اگه سخته، نمی تونی، بگو، راحت شکایت کن

همیشه فاصله ...

                             خیلی دلم واست تنگ شده گل نازم کجایی؟؟؟؟؟؟؟




نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 توسط elz66

دووووووووووووووووووووووووووووووووووستت

                                       دااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم

                      خیلیییییییییییییییییییییییی گللللللللللللللللی

                      دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارممممممممممم

ابر باشم اشک باشم در نگاه آبی تو شور یک آغاز باشم

دوست دارم در نگاهت با تو هم آهنگ باشم

دوست دارم در لبانت بهترین منظور یک لبخند باشم

بعد از این پیوند شیرین رنگ لبهای تو باشم

دوست دارم زنده باشم





نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط elz66

         منو ببخش منو ببخش

           تو رو نمی شناختم

          جواهر عشق تو رو ارزون ساده باختم

            منو ببخش که از چشات غم تو رو نخوندم

             محتاج من بودی من کنار تو نمو ندم

 

          تسکین داغ عشق تو حرفی که میزنم نیست

          بس که زیاده گفتنی توان گفتنم نیست

           آغوش من پناه تو نبود ولی تو موندی

             به قیمت شب خودت منو به صبح رسوندی

             منو ببخش منو ببخش هم گریه ی شبای من

 

                   منو ببخش منو ببخش

                  تو رو نمی شناختم

                     بدون سزاوارم اگه بسوزم از رفتن تو

                   من دل سپردم بعد از این به آتش رفتن تو

                    چه ساده بودیو عزیز همراه دیرینه ی من

               با تو یه لحظه نشکست زلال آینه ی من

                    منو ببخش منو بخش دلداده ی تنها ی من

 

                    منو ببخش منو ببخش هم گریه ی تنهای من   

 

               




نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم فروردین 1388 توسط elz66
  


امروز دلم خیلی هواتو کرده..
.امروز بد جوری حضور دستای مهربونت رو روی شونه هام کم دارم
.....
امروز هوای گریه دارم
...
دلم خیلی برات تنگ شده
....
خیلی به بودنت نیاز دارم
......
دلم میخواد کنارم باشی
......
میخوام که باشی
.....
امروز خیلی دلم می خواد از تو بگم...

می خوام سرمو بذارم رو شونه ت....
می خوام تمام دلتنگی هامو تو بغلت گریه کنم
...
کاش می دونستی تو دلم چه خبره
...
کاش بودی...... ....




نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم فروردین 1388 توسط elz66
  


       پرنده را دوست دارم           اما نه در قفس

                              بوسه را دوست دارم         اما نه در هوس

                                      تو را دوست دارم تا آخرین نفس

به نام آن که فانوس قلبش آهنگ محبت می سازد

باز هم به سوی برگی کاغذ سفید آمدم و در حالیکه یادت مرا می خواند و

 جملات عاشقانه ات مانند سیل در چشمانم فواره می زد باز هم تو را می طلبم

دیروز دلت را شکستم  ولی امروز برایم عزیزترین کس هستی دیروز در خاطرم بودی ولی امروز

 در تک تک ثانیه های زندگی ام هستی.




نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم فروردین 1388 توسط elz66
  


  

  ای آخرین تکیه گاهم

 

  مرا دریاب

 

  در این بن بست زندگی

 

  تنها به تو می اندیشم

 

  به تو که آغاز وپایان قصه ای

 

  قصه عابری غمگین

 

  که در لحظه لحظه خیالش تو را تصویر می کند

 

  مرا ببخش

 

  که تاوان خستگی هایم شدی

 

  و

 

  مرهم دل چرکین ام

 

  

 

 

 

در اوج خواستن

 

وقتی نگاه آخرین نیاز است

 

واشک ها مهمان دل می شود

 

خواهی فهمید

 

چقدر دنیا کوچک است

 

و چه بسیارند فاصله ها

 

خواهی فهمید

 

که دل نیازمند مهربانی است

 

و دستانی هستند تا

 

تقدیم کنند هر آنچه دارند

دووووووووووووووووست دااااااااااااااااااااااااااااارم




نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم اسفند 1387 توسط elz66
   عشق


من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزل های من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهایت را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توام اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 توسط elz66

 

چه احساس قشنگيه .. وقتي وجود عزيزي رو كنارت حس كني

دستاشو تو دستت بگيري 

باهاش قدم بزني 

صداش رو بشنوي 

بودنش رو در كنارت لمس كني 

چه احساس نازنين و شيرينيه ..... روبه رو با كسي كه دوسش داري بشيني 

چشاش رو نگاه كني ..

تا عمق وجودت از يه گرماي عجيب آب بشه !!

قلبت پر تپش بشه ... انگار داره از سينه كنده مي شه !!

چه احساس عجيبيه ...

وقتي بخاي با انگشتات صورتشو حس كني 

با موهاش بازي كني 

خداي من ... باور كردني نيست ...

اوني كه مي خواي ... دوسش داري ... 

كنارت باشه ... باهات باشه ... هم راهت ... هم پات باشه ...

باور كردني نيست ...

نه ... باورم نمي شه تو كنارمي ... وجودتو حس مي كنم ... ولي باورم نمي شه !!!

 

چيزي  ندارم فقط قلبي  دارم كه برايت مي تپد

درست است فاصله  موجب فراموشي مي شود اما  بدان چقدر عاشقت هستم  كه فراموش شدني

نيستي  در قلب من و خواهیم ماند تا اخر عمر

 

با من بمان عشقم تا ابد تا ....




نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم بهمن 1387 توسط elz66

 

دوست دارم     كه بداني مست چشمان تو ام

دوست دارم     كه بداني مجنون عشق تو شدم

دوست دارم     كه بداني دوستت دارم بي نهايت

دوست دارم     كه بداني. . . . . . . . .. . .  . . . . . .  . ..

 

و ميدانم كه ميداني عشق چه شور انگيز و زيباست

پس بدان  دوستت دارم و ميدانم كه عشق بي تو يعني هيچ و هيچ من به پوچي و فنا ختم مي شود

پس با هم مي مي مانيم تا اخر دنيا

مجنون شدن زيباست زماني كه تنهايي رهسپار نيستي شود

و اين بوسه را تقديمت مي كنم تا بداني كه شدم مجنون مجنون

 

 




نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم بهمن 1387 توسط elz66

برایت بهترین خواهم شد ... اگر لحظه ها فرصت  وعمرم مجال دهد 

به حرمت اشک عاشقان وشعر عارفان تا ابد با تو خواهم بود ... اگر خدا بخواهد

هر چند شاید روزی برسد که ثانیه های مانده از عمرم تمام شود و خاطره ای

 شوم در ذهنت اما بدان

باز هم با توام

عشق من هر روز واسه با تو بودن از خدا اجازه میگیرم و خدا خدا میکن که

خودش کمکمون کنه !

                 

:حرفات رو باور میکنم اگر میگی تا آخر راه باهاتم منم میگم

  اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت

 چشم به راه تو میمونم تا ابد تا روز آخر

اگه با اشکای گرمم دل سنگ برام بسوزه 

اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دو روزه

اگه نقش قصه ها شی بری و از من جدا شی

اگه جای تو به این دل همه دنیا رو ببخشن

میگذرم از هر چی دارم به تو و عشق تو سوگند

اگه ذنجیر به پاهام اگه قفل و اگه دستبند

میرسم هر جا که هستی به تو و عشق تو سوگند

اگه با یه قلب تب داربشم از عشق تو بیمار

یا وجود عاشقم رو ببرن تا چوبه دار

اگه زندگیم فدا شه یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جدا شه

 نه فقط عاشقت هستم

 سرسپرده ی تو هستم... تا ابد تا روز آخر

                     




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 توسط elz66
  


شكفتن گل زيباست ، اما شكفتن تو از هر گلي زيباتر است . شاخه گلي تقديم به تو كه يادت فكر من ، عشقت در قلب من ، كلامت در ذهن من و عطر و بوي تو در ميان خاطراتم ماندگار است 

                                                 

من ازجنس احساسم برای توبهشتی خواهم ساخت من عاجزانه می گویم که به عشق تونیازمندم من هنوز به بارگاهی نرسیده ام که عشق بخشم وجانم عشق طلب نکندمن تورادوست دارم وازقلب سرخ توبه قلب آبی آسمان می رسم من تورادوست دارم

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم دی 1387 توسط elz66

دلم واسه دیدن چشمای نازت تنگه

ای کاش بودی نازنینم




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم دی 1387 توسط elz66
   یارم


یارم

سلامت میکنم یارم

جوابم می دهی یا نه؟

غریب افتاده ام یارم

دعا در حق من کردی

هنوز هم می کنی یادم

به خوابم امدی دیشب

که نالان گشته ام امروز

اگر بد کرده ام یارم

جوانی بودو نادانی

دوست دارم عزیزم

می خوام یارم باشی همیشه




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 توسط elz66

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 توسط elz66
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها

JavaScript Codes ..... ...... ...

Blog Skin