به يادش باده مي نوشم که با دردش هم آغوشم...
به يک جرعه به صدجرعه نشد دردش فراموشم.
بگو اي مهربون ساقي به اون نامهربون يارم.
به حق حرمت مستي بيادامشب به ديدارم.
بيا اي سوته دل ساقي به مستي بي ملالم کن.
خدايا امشب اين مي را حلالم کن حلالم کن
دلم تنگه...
تو هم که بی معرفت شدی این روزا
پس کجایی گلم
این روزا دلم خیلی گرفته شاید واسه اینه که فکر میکنم دارم اذیتت میکنم ولی اینجور نیست نمیدونم چی در موردم قضاوت کنی یا بعدا اینو بخونی یا نه ولی بدون همیشه به فکرتم نمیخام از دستم بری یا ناراحتت کنم فقط به اینده فکر میکنم به اینکه واسه راحتتر به دست اوردنت باید چیکار کنم
گلم دوست دارم ازم دلخور نباش خوب میدونم یه روز هر دومون به امروز میخندیم
فقط میخام بدونی خیلی واسم عزیزی و دوست دارم.کاش درکم کنی
دوست دارم :
ابر باشم در نگاه آبی تو شور یک آغاز باشم
دوست دارم در نگاهت با تو هم آهنگ باشم
دوست دارم در لبانت بهترین منظور یک لبخند باشم
بعد از این پیوند شیرین رنگ لبهای تو باشم
دوست دارم زنده باشم
دوست دارم با تو باشم
تو باعث شدی یه چیزی رو بفهمم . بفهمم عشق
یعنی چی ... بفهمم دل کجاست ... بفهمم وقتی کسی عاشق میشه چه حالی داره
... بفهمم درد عشق چیه ... حالا می دونم ... میدونم عشق یعنی تشنگی . عشق
یعنی نیاز . عشق یعنی التماس . عشق یعنی
آرزو . عشق یعنی خواستن تو . عشق یعنی دویدن . آره ، عشق یعنی با تو ودر کنار تو ماندن..


بوسه یعنی خلسه در اعماق شب.
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق.
بوسه یعنی عطش و گرمی تب.
بوسه یعنی لذت از دلدادگی .
بوسه یعنی لذت از شب و لذت از دیوانگی.
بوسه یعنی حس خوب طعم عشق.
بوسه یعنی طعم شیرینی به رنگ سادگی.
بوسه یعنی اغازی برای ما شدن .
بوسه یعنی لحظه ای با دلبر تنها شدن.
بوسه یعنی عطش میزند در جسم و جان .
بوسه یعنی عشق من بامن بمان.

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب , لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی
بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد این شرم از میان
طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است
بوسه را تکرار می باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دولب
بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم گلللللللللللللللللللللللللللللللللللم
![]()
باور نکن تنهائیت را
من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزدیکتر تو
از تو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهائیت را
تا یک دل و یک عهد داریم
تا در عبور از کوچه عشق
بر دوش هم سر می گذاریم
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهائیت را
هر جای این دنیا که باشی
من با توأم تنهای تنها
من با توأم هر جا که باشی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه دل
باور نکن تنهائیت را
من با توأم تنهای تنها


من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش
و زیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم
باز دیشب چشمانم را که بر هم گذاشتم
نسیم بوی تو در مشامم پیچید وچشمان زیبایت
تابلوی نگاه را بر دیوار دلم آویخت ودستان گرمت درهای جدایی را درهم
کوبید وصد
واژه ی پر مهر
از لبانت جاری شد
تو مثل هیچ کس مهربان بودی
تو مثل هیچ کس خندان بودی
تو مثل هیچ کس اما مثل همیشه زیبا بودی
من وتو بازهم دستانمان در دست هم بود
وباز هم با گام های بلندمان سنگ فرش های خیابان
را می پیمودیم ومثل همیشه مقصدمان نامعلوم بود
نمی دانم ؟.........نمی دانم می شود که ما
همیشه در کنار هم باشیم
وتو با وجود گرمت به کالبد یخ زده ام گرما ببخشی
ومرا اسیر نگاه جادویی ات کنی
ویار همیشگی من باشی
ای کاش هیچ وقت این شب به صبح نرسد
تا من بیشتر از تو
تورا ببینم

از راه دور تو را مي پرستم اي قبله اميد من ...
از راه دور به تو عشق مي ورزم تا ديگر اين فاصله ها را احساس نكني
از راه دور درد دلهاي خودم را به تو مي گويم ... و تو را در آغوش محبتهاي خودم مي فشارم .
آري از همين راه دور نيز مي توان دست در دستانم بگذاري ... و با هم قدم بزنيم
به خواب عاشقي مي روم تا اين رويا برايم زنده شود ...
خاطره هايمان را هميشه در ذهنم مرور مي كنم و هيچگاه نمي گذارم خاطره هاي لحظه ديدارمان از ذهنم دور شود ... اين فاصله ها را با محبت و عشقم از بين مي برم و كاري مي كنم هميشه احساس كني در كنار من هستي ...
و اين است برايم يك خواب عاشقانه
خواب نگاه به چشمان هم ، خواب با هم بودنمان
آري و اين است يك فاصله عاشقانه
عاشق باش چون اين راه مقدس است
و پايان راه شيرين تر از گذشته است

صدا كن مرا...
صداي تو خوبست!
صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن ميرويد
در ابعاد اين عصر خاموش
من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم!
بيا تا برايت بگويم كه تنهايي من چه اندازه است..
و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نميكرد
«و خاصيت عشق اينست»

دوستت خواهم داشت
به همين واژه ی تبدار قسم
دوستت خواهم داشت
به همين قلب گرفتار قسم
دوستت خواهم داشت
به دل خسته وُ بيمار قسم
دوستت خواهم داشت
به تو و لحظه ی ديدار قسم
دوستت خواهم داشت
به همين حسرت بسيار قسم
دوستت خواهم داشت
به عيار تو به معيار قسم
دوستت خواهم داشت
به گُلِ سايه ی ديوار قسم
دوستت خواهم داشت
به همين لحظه ی اقرار قسم
دوستت خواهم داشت
به تو آری ، به تو بسيار قسم
دوستت خواهم داشت
فرشته ی آسمونی من
لمس کنم...می خواهم بچشم! سیر شوم...هر چند بدانم که : "سیر نمی شوم زتو، نیست جز این گناه من!" می خواهم در فضای تو نفس بکشم! هوای پاک مهربانی ات را استنشاق کنم و از بوی خوش محبتت سرمست شوم! گرمای دستان پر از لطافتی را بوسه زنم که نقشهایش، نقشهای من است.... بگذار با تو بودن را .... چه تویی؟ "تو" وقتی معنا دارد که منی باشد! مگر هست!!!؟ تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی!! فدای نام تو بود و نبودم!!.....واژه کم دارم اگر می گویم "تو".
خاطرم نيست تو از باراني يا که از نسل نسيم
، هرچه هستي گذرا نيست
هوايت،
بويت
فقط آهسته بگو
با دل من می مانی

چه سخته مال هم باشیم و بی هم
میبینم میریا، میبینی میرم
تا وقتی هستی امادوری از من
نه میشه ،زنده باشم ، نه بمیرم
نمیگم دلخورم تقدیرم اما
تو میدونی چقدر دلگیره این عشق

در حضور خارها هم می شود یك یاس بود
در هیاهوی مترسك ها پر ازاحساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یك متروكه را الماس بود
دست در دست ، بال در بال
سیمای ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

باز باران بي ترانه گريه هايم عاشقانه
مي خورد بر سقف قلبم
ياد ايام تو داشتن مي زند سيلي به صورت
باورت شايد نباشد با تو هستم مست مستم
فكر آنکه با تو بودم با تو بودم شاد بودم توي دشت آن نگاهت
شعر با تو بودن سرودم
کاش باران باز ببارد بي ترانه تو ترانه اش باشي
کاش باران باز ببارد با تو باشم با تو باشم
من امشب، باز امشب، گرمی دستات و کم دارم من از عاشق شدن با دلهره، با ترس بیزارم
همیشه فاصله تلخه، ولی امید باقی هست
نگو آسون خداحافظ، تحمل کن، یه راهی هست
یه راهی که تو اون شاید پناه تازه ای باشه
فقط باور کن امشب، می شه بی خورشید فردا شه!
من امشب، باز امشب، با تو از عاشق شدن می گم من از آغاز تا پایان جنگ تن به تن می گم
تو هم فردا به احساس غم دلتنگی عادت کن اگه سخته، نمی تونی، بگو، راحت شکایت کن
همیشه فاصله ...

خیلی دلم واست تنگ شده گل نازم کجایی؟؟؟؟؟؟؟
دووووووووووووووووووووووووووووووووووستت
دااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم
خیلیییییییییییییییییییییییی گللللللللللللللللی
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارممممممممممم


ابر باشم اشک باشم در نگاه آبی تو شور یک آغاز باشم
دوست دارم در نگاهت با تو هم آهنگ باشم
دوست دارم در لبانت بهترین منظور یک لبخند باشم
بعد از این پیوند شیرین رنگ لبهای تو باشم
دوست دارم زنده باشم

منو ببخش منو ببخش
تو رو نمی شناختم
جواهر عشق تو رو ارزون ساده باختم
منو ببخش که از چشات غم تو رو نخوندم
محتاج من بودی من کنار تو نمو ندم
تسکین داغ عشق تو حرفی که میزنم نیست
بس که زیاده گفتنی توان گفتنم نیست
آغوش من پناه تو نبود ولی تو موندی
به قیمت شب خودت منو به صبح رسوندی
منو ببخش منو ببخش هم گریه ی شبای من
منو ببخش منو ببخش
تو رو نمی شناختم
بدون سزاوارم اگه بسوزم از رفتن تو
من دل سپردم بعد از این به آتش رفتن تو
چه ساده بودیو عزیز همراه دیرینه ی من
با تو یه لحظه نشکست زلال آینه ی من
منو ببخش منو بخش دلداده ی تنها ی من
منو ببخش منو ببخش هم گریه ی تنهای من

امروز دلم خیلی هواتو کرده..
.امروز بد جوری حضور دستای مهربونت رو روی شونه هام کم دارم.....
امروز هوای گریه دارم...
دلم خیلی برات تنگ شده....
خیلی به بودنت نیاز دارم......
دلم میخواد کنارم باشی......
میخوام که باشی.....
امروز خیلی دلم می خواد از تو بگم...
می خوام سرمو بذارم رو شونه ت....
می خوام تمام دلتنگی هامو تو بغلت گریه کنم...
کاش می دونستی تو دلم چه خبره...
کاش بودی...... ....
پرنده را دوست دارم اما نه در قفس
بوسه را دوست دارم اما نه در هوس
تو را دوست دارم تا آخرین نفس
به نام آن که فانوس قلبش آهنگ محبت می سازد![]()
باز هم به سوی برگی کاغذ سفید آمدم و در حالیکه یادت مرا می خواند و
جملات عاشقانه ات مانند سیل در چشمانم فواره می زد باز هم تو را می طلبم
دیروز دلت را شکستم ولی امروز برایم عزیزترین کس هستی دیروز در خاطرم بودی ولی امروز
در تک تک ثانیه های زندگی ام هستی.
ای آخرین تکیه گاهم
مرا دریاب
در این بن بست زندگی
تنها به تو می اندیشم
به تو که آغاز وپایان قصه ای
قصه عابری غمگین
که در لحظه لحظه خیالش تو را تصویر می کند
مرا ببخش
که تاوان خستگی هایم شدی
و
مرهم دل چرکین ام

در اوج خواستن
وقتی نگاه آخرین نیاز است
واشک ها مهمان دل می شود
خواهی فهمید
چقدر دنیا کوچک است
و چه بسیارند فاصله ها
خواهی فهمید
که دل نیازمند مهربانی است
و دستانی هستند تا
تقدیم کنند هر آنچه دارند
دووووووووووووووووست دااااااااااااااااااااااااااااارم
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
بیهوده پشت پا به غزل های من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
موهایت را ببند دلم را تکان نده
در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن
من در کنار توام اگر چشم وا کنی
خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن
بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن
امشب برای ماندنمان استخاره کن
اما به آیه های بدش اعتنا نکن

چه احساس قشنگيه .. وقتي وجود عزيزي رو كنارت حس كني
دستاشو تو دستت بگيري
باهاش قدم بزني
صداش رو بشنوي
بودنش رو در كنارت لمس كني
چه احساس نازنين و شيرينيه ..... روبه رو با كسي كه دوسش داري بشيني
چشاش رو نگاه كني ..
تا عمق وجودت از يه گرماي عجيب آب بشه !!
قلبت پر تپش بشه ... انگار داره از سينه كنده مي شه !!
چه احساس عجيبيه ...
وقتي بخاي با انگشتات صورتشو حس كني
با موهاش بازي كني
خداي من ... باور كردني نيست ...
اوني كه مي خواي ... دوسش داري ...
كنارت باشه ... باهات باشه ... هم راهت ... هم پات باشه ...
باور كردني نيست ...
نه ... باورم نمي شه تو كنارمي ... وجودتو حس مي كنم ... ولي باورم نمي شه !!!
چيزي ندارم فقط قلبي دارم كه برايت مي تپد
درست است فاصله موجب فراموشي مي شود اما بدان چقدر عاشقت هستم كه فراموش شدني
نيستي در قلب من و خواهیم ماند تا اخر عمر

با من بمان عشقم تا ابد تا ....
دوست دارم كه بداني مست چشمان تو ام
دوست دارم كه بداني مجنون عشق تو شدم
دوست دارم كه بداني دوستت دارم بي نهايت
دوست دارم كه بداني. . . . . . . . .. . . . . . . . . . ..
و ميدانم كه ميداني عشق چه شور انگيز و زيباست
پس بدان دوستت دارم و ميدانم كه عشق بي تو يعني هيچ و هيچ من به پوچي و فنا ختم مي شود
پس با هم مي مي مانيم تا اخر دنيا
مجنون شدن زيباست زماني كه تنهايي رهسپار نيستي شود
و اين بوسه را تقديمت مي كنم تا بداني كه شدم مجنون مجنون

برایت بهترین خواهم شد ... اگر لحظه ها فرصت وعمرم مجال دهد
به حرمت اشک عاشقان وشعر عارفان تا ابد با تو خواهم بود ... اگر خدا بخواهد
هر چند شاید روزی برسد که ثانیه های مانده از عمرم تمام شود و خاطره ای
شوم در ذهنت اما بدان
باز هم با توام
عشق من هر روز واسه با تو بودن از خدا اجازه میگیرم و خدا خدا میکن که
خودش کمکمون کنه !

:حرفات رو باور میکنم اگر میگی تا آخر راه باهاتم منم میگم
اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت
چشم به راه تو میمونم تا ابد تا روز آخر
اگه با اشکای گرمم دل سنگ برام بسوزه
اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دو روزه
اگه نقش قصه ها شی بری و از من جدا شی
اگه جای تو به این دل همه دنیا رو ببخشن
میگذرم از هر چی دارم به تو و عشق تو سوگند
اگه ذنجیر به پاهام اگه قفل و اگه دستبند
میرسم هر جا که هستی به تو و عشق تو سوگند
اگه با یه قلب تب داربشم از عشق تو بیمار
یا وجود عاشقم رو ببرن تا چوبه دار
اگه زندگیم فدا شه یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جدا شه
نه فقط عاشقت هستم
سرسپرده ی تو هستم... تا ابد تا روز آخر

شكفتن گل زيباست ، اما شكفتن تو از هر گلي زيباتر است . شاخه گلي تقديم به تو كه يادت فكر من ، عشقت در قلب من ، كلامت در ذهن من و عطر و بوي تو در ميان خاطراتم ماندگار است
من ازجنس احساسم برای توبهشتی خواهم ساخت من عاجزانه می گویم که به عشق تونیازمندم من هنوز به بارگاهی نرسیده ام که عشق بخشم وجانم عشق طلب نکندمن تورادوست دارم وازقلب سرخ توبه قلب آبی آسمان می رسم من تورادوست دارم
سلامت میکنم یارم
جوابم می دهی یا نه؟
غریب افتاده ام یارم
دعا در حق من کردی
هنوز هم می کنی یادم
به خوابم امدی دیشب
که نالان گشته ام امروز
اگر بد کرده ام یارم
جوانی بودو نادانی
دوست دارم عزیزم
می خوام یارم باشی همیشه
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

